معنی ۱formal · 82%
فرایند عملیکردن یک برنامه، ایده یا پروژه.
مثالهای طبیعی
Die Realisierung des Plans beginnt im Herbst.
اجرای برنامه در پاییز آغاز میشود.
Für die Realisierung fehlen noch zwei Genehmigungen.
برای اجرای طرح هنوز دو مجوز کم است.
Das Team begleitet die Realisierung der neuen Ausstellung.
گروه اجرای نمایشگاه تازه را همراهی میکند.
نکتهٔ کاربردی
Realisierung مؤنث و اغلب غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: die Realisierung eines Projekts و bei der Realisierung helfen.
درس کوتاه: Realisierung
فرایند عملیکردن یک برنامه، ایده یا پروژه. Realisierung مؤنث و اغلب غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: die Realisierung eines Projekts و bei der Realisierung helfen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Realisierung» مطابقت دارد؟
