معنی ۱neutral · 88%
وضعیت واقعی امور؛ آنچه واقعاً وجود دارد یا رخ میدهد
مثالهای طبیعی
Auf dem Papier klang der Plan einfach, aber die Realität war komplizierter.
روی کاغذ طرح ساده به نظر میرسید، اما واقعیت پیچیدهتر بود.
Wir müssen die finanzielle Realität berücksichtigen.
باید واقعیت مالی را در نظر بگیریم.
Die Darstellung im Film entspricht nicht ganz der Realität.
تصویر ارائهشده در فیلم کاملاً با واقعیت مطابقت ندارد.
نکتهٔ کاربردی
الگوهای رایج شامل der Realität entsprechen، die Realität akzeptieren و in der Realität هستند.

