دلیلهایی آوردن تا نشان دهد تصمیم یا کاری منطقی یا پذیرفتنی بوده است.
مثالهای طبیعی
Die Zahlen rechtfertigen die zusätzliche Ausgabe.
اعداد هزینهٔ اضافی را توجیه میکنند.
Sie rechtfertigte ihre Entscheidung mit klaren Gründen.
او تصمیمش را با دلیلهای روشن توجیه کرد.
Nichts rechtfertigt eine solche Beleidigung.
هیچچیزی چنین توهینی را توجیه نمیکند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب مفعول آکوزاتیو میگیرد: eine Entscheidung rechtfertigen. صورت بازتابی sich rechtfertigen یعنی در برابر انتقاد از خود دفاعکردن.
درس کوتاه: rechtfertigen
دلیلهایی آوردن تا نشان دهد تصمیم یا کاری منطقی یا پذیرفتنی بوده است. اغلب مفعول آکوزاتیو میگیرد: eine Entscheidung rechtfertigen. صورت بازتابی sich rechtfertigen یعنی در برابر انتقاد از خود دفاعکردن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «rechtfertigen» مطابقت دارد؟
