معنی ۱neutral · 88%
بهموقع و آنقدر زود که دیر نشود
مثالهای طبیعی
Wir kamen rechtzeitig am Bahnhof an und erreichten den Zug.
بهموقع به ایستگاه رسیدیم و به قطار رسیدیم.
Schick die Unterlagen bitte rechtzeitig vor Ablauf der Frist ab.
لطفاً مدارک را پیش از پایان مهلت، بهموقع ارسال کن.
Dank der Warnung konnten alle rechtzeitig das Gebäude verlassen.
به لطف هشدار، همه توانستند بهموقع ساختمان را ترک کنند.
نکتهٔ کاربردی
rechtzeitig بر «آنقدر زود که دیر نشود» تأکید دارد؛ pünktlich بر دقیقبودن نسبت به زمان تعیینشده.

