معنی ۱informal · 88%
سیلابی تند و پیدرپی از حرفها که به دیگران فرصت پاسخ نمیدهد.
مثالهای طبیعی
Nach der Kritik überschüttete er seine Kollegin mit einem endlosen Redeschwall.
پس از انتقاد، همکارش را زیر سیل بیپایانی از حرفها گرفت.
Die Moderatorin unterbrach den Redeschwall mit einer kurzen Nachfrage.
مجری با یک پرسش کوتاه جریان بیوقفهٔ حرفها را قطع کرد.
Vor Aufregung brach ein Redeschwall aus dem sonst stillen Jungen hervor.
پسرِ معمولاً ساکت از هیجان یکباره شروع به تندتند حرف زدن کرد.
نکتهٔ کاربردی
استعارهای از سیلاب آب است؛ در ساخت «mit einem Redeschwall überschütten» رایج است.
