معنی ۱neutral · 82%
فرایند یا نتیجهٔ کمترکردن مقدار، اندازه یا شدت چیزی.
مثالهای طبیعی
Die Reduktion des Energieverbrauchs spart Geld.
کاهش مصرف انرژی باعث صرفهجویی میشود.
Eine schrittweise Reduktion der Kosten ist geplant.
کاهش تدریجی هزینهها برنامهریزی شده است.
Die Reduktion der Lautstärke machte das Gespräch angenehmer.
کمکردن صدا گفتوگو را دلپذیرتر کرد.
نکتهٔ کاربردی
Reduktion مؤنث است: die Reduktion و جمع آن Reduktionen است. اغلب با von و داتیو میآید: Reduktion von Kosten.
درس کوتاه: Reduktion
فرایند یا نتیجهٔ کمترکردن مقدار، اندازه یا شدت چیزی. Reduktion مؤنث است: die Reduktion و جمع آن Reduktionen است. اغلب با von و داتیو میآید: Reduktion von Kosten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Reduktion» مطابقت دارد؟
