فکرکردن سنجیده دربارهٔ تجربه، تصمیم یا ایدهای برای درک بهتر آن.
مثالهای طبیعی
Die Reflexion über den Fehler half ihr beim Lernen.
تأمل دربارهٔ اشتباه به یادگیری او کمک کرد.
Der Kurs beginnt jede Woche mit einer kurzen Reflexion.
دوره هر هفته با تأملی کوتاه آغاز میشود.
Ihre Reflexion über die Entscheidung war sehr ehrlich.
تأمل او دربارهٔ تصمیم بسیار صادقانه بود.
نکتهٔ کاربردی
Reflexion مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: Reflexion über etwas و zur Reflexion anregen.
درس کوتاه: Reflexion
فکرکردن سنجیده دربارهٔ تجربه، تصمیم یا ایدهای برای درک بهتر آن. Reflexion مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: Reflexion über etwas و zur Reflexion anregen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Reflexion» مطابقت دارد؟
