معنی ۱neutral · 88%
بهطور منظم و در فاصلههای زمانی نسبتاً ثابت تکرار شدن
مثالهای طبیعی
Regelmäßiges Training verbessert die Ausdauer.
تمرین منظم استقامت را بهتر میکند.
Unser Team hat jeden Dienstag ein regelmäßiges Treffen.
تیم ما هر سهشنبه یک جلسهٔ منظم دارد.
Sie arbeitet regelmäßig von zu Hause aus.
او بهطور منظم از خانه کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت میتواند اسم را توصیف کند یا بهصورت قیدی با فعل بیاید: regelmäßige Kontrollen، regelmäßig trainieren.

