تأکید میکند که چیزی آشکارا یا بهراستی تا حد زیادی صدق میکند.
مثالهای طبیعی
Nach der Panne herrschte regelrechtes Chaos im Bahnhof.
پس از خرابی، واقعاً هرجومرجی در ایستگاه حاکم شد.
Der kurze Besuch wurde zu einer regelrechten Überraschung.
دیدار کوتاه به غافلگیری واقعی تبدیل شد.
Die Kinder entwickelten regelrechte Begeisterung für Sterne.
بچهها واقعاً شیفتهٔ ستارهها شدند.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً پیش از اسم میآید: eine regelrechte Überraschung. در اینجا شدت میبخشد و به قانون اشاره ندارد.
درس کوتاه: regelrecht
تأکید میکند که چیزی آشکارا یا بهراستی تا حد زیادی صدق میکند. معمولاً پیش از اسم میآید: eine regelrechte Überraschung. در اینجا شدت میبخشد و به قانون اشاره ندارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «regelrecht» مطابقت دارد؟
