فرمانروای مرد یا کسی که گاه بهجای فرمانروای اصلی حکومت میکند
مثالهای طبیعی
Der Regent leitete in den ersten Jahren weitreichende Verwaltungsreformen ein.
فرمانروا در سالهای نخست اصلاحات اداری گستردهای آغاز کرد.
Bis zur Volljährigkeit des Thronfolgers führte ein Regent die Staatsgeschäfte.
تا رسیدن ولیعهد به سن قانونی، یک نایبالسلطنه امور کشور را اداره میکرد.
Zeitgenossen beschrieben den Regenten als gebildet, aber politisch unentschlossen.
معاصران فرمانروا را تحصیلکرده اما از نظر سیاسی مردد توصیف میکردند.
نکتهٔ کاربردی
فرمانروای مرد یا شخصی است که بر یک پادشاهی حکومت میکند یا بهجای فرمانروا زمام امور را در دست دارد؛ واژه بیشتر تاریخی یا رسمی است.
