معنی ۱neutral · 88%
یک ناحیهٔ مشخص جغرافیایی یا اداری
مثالهای طبیعی
Die Region ist für ihre Seen und Wälder bekannt.
این منطقه به دریاچهها و جنگلهایش معروف است.
Die Wirtschaft der Region wächst seit mehreren Jahren.
اقتصاد منطقه چند سال است که رشد میکند.
Wir möchten im Sommer eine ländliche Region besuchen.
میخواهیم تابستان از یک منطقهٔ روستایی دیدن کنیم.
نکتهٔ کاربردی
Region از Ort گستردهتر است و لزوماً مرز سیاسی ندارد؛ بافت مشخص میکند منظور ناحیهای جغرافیایی، فرهنگی یا اداری است.

