اطلاعات خود را در سامانه یا فهرستی واردکردن تا برای خدمت یا رویدادی نامنویسی شود.
مثالهای طبیعی
Bitte registrieren Sie sich vor dem ersten Besuch online.
لطفاً پیش از نخستین مراجعه، آنلاین ثبتنام کنید.
Er registrierte sich für den Sprachkurs.
او برای دورهٔ زبان ثبتنام کرد.
Die Gäste müssen sich am Empfang registrieren.
مهمانان باید در پذیرش ثبتنام کنند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا بازتابی است: sich für etwas registrieren. ماضی نقلی hat sich registriert است و فعل جداشدنی نیست.
درس کوتاه: registrieren
اطلاعات خود را در سامانه یا فهرستی واردکردن تا برای خدمت یا رویدادی نامنویسی شود. در این معنا بازتابی است: sich für etwas registrieren. ماضی نقلی hat sich registriert است و فعل جداشدنی نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «registrieren» مطابقت دارد؟
