شدت، مقدار یا کارکرد چیزی را چنان کنترلکردن که در محدودهٔ دلخواه بماند.
مثالهای طبیعی
Ein Thermostat reguliert die Temperatur im Zimmer.
ترموستات دمای اتاق را تنظیم میکند.
Die Behörde reguliert den Zugang zum Schutzgebiet.
سازمان دسترسی به منطقهٔ حفاظتشده را تنظیم میکند.
Sport hilft, den eigenen Schlafrhythmus zu regulieren.
ورزش به تنظیم چرخهٔ خواب کمک میکند.
نکتهٔ کاربردی
فعل باقاعدهٔ -ieren است: reguliert، regulierte، hat reguliert. جداشدنی نیست و معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد.
درس کوتاه: regulieren
شدت، مقدار یا کارکرد چیزی را چنان کنترلکردن که در محدودهٔ دلخواه بماند. فعل باقاعدهٔ -ieren است: reguliert، regulierte، hat reguliert. جداشدنی نیست و معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «regulieren» مطابقت دارد؟
