معنی ۱neutral · 82%
بهمقدار زیاد موجود یا دادهشده، بیش از اندازهٔ ضروری.
مثالهای طبیعی
Für den Ausflug haben wir reichlich Wasser dabei.
برای گردش آب فراوانی همراه داریم.
Die Suppe enthält reichlich frisches Gemüse.
این سوپ سبزی تازهٔ فراوانی دارد.
Bitte halte reichlich Abstand zum Fahrrad.
لطفاً فاصلهٔ زیادی از دوچرخه نگه دار.
نکتهٔ کاربردی
هم صفت و هم قید است: reichlich Zeit، reichlich essen. در بیان مقدار اغلب یعنی بیش از اندازهٔ کافی.
درس کوتاه: reichlich
بهمقدار زیاد موجود یا دادهشده، بیش از اندازهٔ ضروری. هم صفت و هم قید است: reichlich Zeit، reichlich essen. در بیان مقدار اغلب یعنی بیش از اندازهٔ کافی.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «reichlich» مطابقت دارد؟
