معنی ۱neutral · 88%
ترتیبی که چند چیز، فرد یا مرحله به دنبال هم قرار میگیرند
مثالهای طبیعی
Bei diesem Rezept ist die Reihenfolge der Schritte wichtig.
در این دستور غذا ترتیب مراحل مهم است.
Wir ändern die Reihenfolge der Folien noch einmal.
ترتیب اسلایدها را یک بار دیگر عوض میکنیم.
Bitte kommen Sie in der Reihenfolge Ihrer Nummern nach vorn.
لطفاً به ترتیب شمارههایتان جلو بیایید.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج in der richtigen Reihenfolge و die Reihenfolge ändern هستند. این واژه بر توالی و ترتیب تمرکز دارد، نه صرفاً ردیف فیزیکی اشیا.

