به تعداد زیاد یا یکی پس از دیگری
مثالهای طبیعی
Nach der Übernahme kündigten erfahrene Mitarbeiter reihenweise.
پس از تصاحب شرکت، کارکنان باتجربه یکی پس از دیگری استعفا دادند.
Während des Updates fielen ältere Geräte reihenweise aus.
در جریان بهروزرسانی، دستگاههای قدیمی یکی پس از دیگری از کار افتادند.
Die Außenseiter besiegten reihenweise höher platzierte Gegner.
تیمهای کمشانس حریفان بالاتر در جدول را یکی پس از دیگری شکست دادند.
نکتهٔ کاربردی
یعنی به تعداد زیاد، یکی پس از دیگری یا در مقیاسی گسترده، بهویژه وقتی رویدادهای مشابه در زمانی کوتاه پشت سر هم رخ میدهند.
