برای پیش بردن کاری با تمام توان تلاش کردن.
مثالهای طبیعی
Wir müssen heute reinhauen, sonst wird die Bühne bis morgen nicht fertig.
باید امروز حسابی تلاش کنیم، وگرنه صحنه تا فردا آماده نمیشود.
Nach einer langen Pause hat sie wieder richtig reingehauen und das Projekt abgeschlossen.
او پس از وقفهای طولانی دوباره با تمام توان کار کرد و پروژه را تمام کرد.
Hau noch einmal rein; der letzte Kilometer liegt vor dir!
یک بار دیگر تمام تلاشت را بکن؛ فقط یک کیلومتر مانده!
نکتهٔ کاربردی
«Hau rein!» بسته به موقعیت میتواند معنی «با اشتها بخور» یا «موفق باشی» هم بدهد.
