معنی ۱neutral · 88%
حرکت از جایی به جای دیگر، اغلب برای تعطیلات یا دیدار.
مثالهای طبیعی
Wir machen im Sommer eine Reise nach Berlin.
تابستان به برلین سفر میکنیم.
Die Reise dauert drei Tage.
سفر سه روز طول میکشد.
Wann beginnt deine Reise?
سفرت چه زمانی شروع میشود؟
نکتهٔ کاربردی
این اسم مؤنث است و با die میآید. جمع آن Reisen است.
ترکیبهای رایج
eine Reise machen — سفر کردنeine Reise planen — برای سفر برنامهریزی کردنauf Reisen sein — در سفر بودن
اشتباه رایج
der Reise
die Reise
حرف تعریف Reise برابر die است.
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Reise
این اسم مؤنث است و با die میآید. جمع آن Reisen است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.حرف تعریف درست برای Reise کدام است؟
