کتابی شامل اطلاعات کاربردی و مکانهای دیدنی برای مسافران.
مثالهای طبیعی
Wir haben einen Reiseführer über Wien gekauft.
کتاب راهنمایی دربارهٔ وین خریدیم.
Im Buchladen am Bahnhof fanden wir einen nützlichen Reiseführer.
در کتابفروشی ایستگاه کتاب راهنمای مفیدی پیدا کردیم.
Dieser Reiseführer enthält einen Stadtplan.
این کتاب راهنما نقشهٔ شهر را هم دارد.
نکتهٔ کاربردی
Reiseführer هم میتواند کتاب راهنما باشد و هم راهنمای گردشگری؛ بافت جمله مشخص میکند.
ترکیبهای رایج
اشتباه رایج
das Reiseführer
der Reiseführer
در کاربرد «Reiseführer»، صورت “das” را به “der” تغییر دهید تا جمله از نظر دستوری درست شود.
درس کوتاه: Reiseführer: راهنمای سفر
ترکیب «einen Reiseführer kaufen» را به خاطر بسپارید. در جملهٔ «کتاب راهنمایی دربارهٔ وین خریدیم.» معنای «راهنمای سفر» را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.«Reiseführer» در جملهٔ «Wir haben einen Reiseführer über Wien gekauft.» چه معنایی دارد؟
