معنی ۱neutral · 88%
چیزی را با کشیدن یا واردکردن نیرو پاره یا شکافته کردن
مثالهای طبیعی
Reiß das Formular bitte nicht.
لطفاً فرم را پاره نکن.
Die schwere Flasche hat die Tüte gerissen.
بطری سنگین کیسه را پاره کرد.
Sie riss die Verpackung vorsichtig an der Seite auf.
او بستهبندی را با احتیاط از کنار پاره کرد و باز کرد.
نکتهٔ کاربردی
reißen در گذشته بیقاعده است: riss، gerissen. فعل جداشدنی aufreißen برای «با پارهکردن باز کردن» رایج است.

