معنی ۱neutral · 82%
شخصی که برای ورزش یا جابهجایی بر اسب سوار میشود.
مثالهای طبیعی
Der Reiter führte sein Pferd zur Weide.
سوارکار اسبش را به چراگاه برد.
Eine Reiterin trainiert für den Wettbewerb.
سوارکاری برای مسابقه تمرین میکند.
Die Reiter warteten am Waldrand.
سوارکاران کنار جنگل منتظر ماندند.
نکتهٔ کاربردی
Reiter مذکر است: der Reiter و جمع آن Reiter است. صورت مؤنث Reiterin است.
درس کوتاه: Reiter
شخصی که برای ورزش یا جابهجایی بر اسب سوار میشود. Reiter مذکر است: der Reiter و جمع آن Reiter است. صورت مؤنث Reiterin است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Reiter» مطابقت دارد؟
