معنی ۱neutral · 82%
ویژگیای که شخص، مکان یا فعالیتی را دلنشین یا جالب میکند.
مثالهای طبیعی
Der Reiz der Altstadt liegt in ihren kleinen Gassen.
جذابیت بخش قدیمی شهر در کوچههای باریکش است.
Für sie liegt der Reiz des Spiels im Rätsellösen.
برای او جذابیت بازی در حل معماهاست.
Der einfache Stil hat einen besonderen Reiz.
سبک ساده جذابیت ویژهای دارد.
نکتهٔ کاربردی
Reiz مذکر است: der Reiz؛ در معنای جذابیت معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیب رایج: den Reiz von etwas erkennen.
درس کوتاه: Reiz
ویژگیای که شخص، مکان یا فعالیتی را دلنشین یا جالب میکند. Reiz مذکر است: der Reiz؛ در معنای جذابیت معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیب رایج: den Reiz von etwas erkennen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Reiz» مطابقت دارد؟
