معنی ۱neutral · 88%
زود عصبانی یا آزردهشدن در برابر محرکهای کوچک.
مثالهای طبیعی
Nach drei Nachtschichten war die Ärztin ungewöhnlich reizbar.
پزشک پس از سه شیفت شب بهطرز غیرعادی زودرنج شده بود.
Bitte sprich ihn heute vorsichtig an; er ist wegen der Prüfung sehr reizbar.
لطفاً امروز با احتیاط با او حرف بزن؛ بهخاطر امتحان خیلی زود از کوره در میرود.
Je länger die Sitzung dauerte, desto reizbarer reagierten die Teilnehmenden.
هرچه جلسه طولانیتر شد، شرکتکنندگان عصبیتر واکنش نشان دادند.
نکتهٔ کاربردی
«reizbar» آمادگیِ زود رنجیدن است، درحالیکه «gereizt» بیشتر حالت عصبیِ فعلی را میرساند.
