معنی ۱neutral · 89%
آمادگی برای اینکه شخص بهسرعت عصبی یا کلافه شود.
مثالهای طبیعی
Seit dem Umzug bemerkt sie bei sich eine ungewohnte Reizbarkeit.
از زمان اسبابکشی در خودش تحریکپذیری غیرمعمولی احساس میکند.
Der Trainer sprach die wachsende Reizbarkeit innerhalb der Mannschaft offen an.
مربی آشکارا دربارهٔ عصبیشدنِ فزایندهٔ اعضای تیم صحبت کرد.
Regelmäßige Pausen haben ihre Reizbarkeit während langer Arbeitstage verringert.
استراحتهای منظم تحریکپذیری او را در روزهای کاری طولانی کمتر کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
ممکن است حالت موقتی یا ویژگی پایدار باشد؛ مدت را از بافت درمییابیم.
