وضعیت یا روند گذشته را از روی شواهد باقیمانده بازسازی کردن
مثالهای طبیعی
Die Gutachter konnten den Unfallhergang anhand der Bremsspuren rekonstruieren.
کارشناسان توانستند روند تصادف را از روی رد ترمز بازسازی کنند.
Aus den Fundamenten lässt sich der ursprüngliche Grundriss teilweise rekonstruieren.
از روی پیها میتوان نقشهٔ اصلی بنا را تا حدی بازسازی کرد.
Die Forschenden rekonstruierten, wie die Entscheidung innerhalb der Behörde zustande kam.
پژوهشگران بازسازی کردند که تصمیم در داخل نهاد چگونه شکل گرفته بود.
نکتهٔ کاربردی
یعنی یک وضعیت، روند رویداد، شیء یا ساختار پیشین را بر پایهٔ شواهد، آثار، دادهها یا قطعات باقیمانده بازسازی یا استنتاج کردن.
