معنی ۱neutral · 88%
بهترین، بالاترین، سریعترین یا برجستهترین نتیجهٔ ثبتشده در یک دسته
مثالهای طبیعی
Die Läuferin stellte einen neuen nationalen Rekord auf.
دونده رکورد ملی جدیدی ثبت کرد.
Der alte Rekord wurde im Finale um zwei Sekunden gebrochen.
رکورد قبلی در فینال با اختلاف دو ثانیه شکسته شد.
Die Temperatur erreichte einen Rekord für diesen Monat.
دما برای این ماه به یک رکورد رسید.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج einen Rekord aufstellen و einen Rekord brechen هستند. حالت اضافی مفرد des Rekords است.

