ادعای ظاهراً مطلق را تعدیل و در بافت مناسب قرار دادن
مثالهای طبیعی
Neuere Daten relativieren die zunächst sehr optimistischen Prognosen.
دادههای جدیدتر خوشبینیِ زیادِ پیشبینیهای اولیه را تعدیل میکنند.
Der Hinweis auf regionale Unterschiede relativiert die pauschale Kritik.
اشاره به تفاوتهای منطقهای انتقاد کلی را تعدیل میکند.
Nach dem Gespräch musste sie ihr hartes Urteil deutlich relativieren.
پس از گفتوگو مجبور شد قضاوت تند خود را بهطور محسوسی تعدیل کند.
نکتهٔ کاربردی
یعنی یک گزاره، داوری یا ادعای ظاهراً مطلق را با قرار دادن در بافت، افزودن قید و شرط یا نشان دادن محدودیتها و عوامل مخالف تعدیل کردن.
