اشاره یا یادآوری آشکارِ یک اثر، سبک، شخص یا دورهٔ پیشین.
مثالهای طبیعی
Die Melodie ist eine feine Reminiszenz an die frühen Werke der Komponistin.
ملودی اشارهای ظریف به آثار اولیهٔ آهنگساز است.
Die alten Straßenschilder wirken wie Reminiszenzen an das verschwundene Viertel.
تابلوهای قدیمی خیابانها مثل یادگارهایی از محلهٔ ناپدیدشدهاند.
Mit dem Schwarzweißbild schuf der Regisseur eine Reminiszenz an den Stummfilm.
کارگردان با تصویر سیاهوسفید به سینمای صامت ادای احترام کرد.
نکتهٔ کاربردی
ساخت «Reminiszenz an + آکوزاتیو» چیزی را نشان میدهد که به آن ارجاع شده است.
