معنی ۱neutral · 86%
مسابقهای که شرکتکنندگان تلاش میکنند مسیر یا مسافتی را سریعتر از دیگران طی کنند
مثالهای طبیعی
Das Rennen beginnt morgen um zehn Uhr.
مسابقه فردا ساعت ده شروع میشود.
Sie gewann das Rennen mit nur einer Sekunde Vorsprung.
او مسابقه را تنها با یک ثانیه اختلاف برد.
Wir trainieren seit Wochen für das nächste Rennen.
چند هفته است برای مسابقهٔ بعدی تمرین میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
جمع آن نیز Rennen است. ترکیبهای رایج ein Rennen gewinnen، an einem Rennen teilnehmen و für ein Rennen trainieren هستند.

