معنی ۱neutral · 86%
سریع دویدن، اغلب بهسمت، دور از یا درون یک مکان
مثالهای طبیعی
Ich bin zum Bahnhof gerannt, aber der Zug war schon weg.
تا ایستگاه دویدم، اما قطار رفته بود.
Die Kinder rennen lachend über den Spielplatz.
بچهها با خنده در زمین بازی میدوند.
Renn bitte nicht durch den Flur.
لطفاً در راهرو ندو.
نکتهٔ کاربردی
صورتهای گذشته rannte و gerannt هستند. با تغییر مکان، Perfekt با sein ساخته میشود: Er ist nach Hause gerannt.

