معنی ۱neutral · 90%
چیزی خراب را تعمیر کردن
مثالهای طبیعی
Der Mechaniker repariert mein Fahrrad.
مکانیک دوچرخهام را تعمیر میکند.
Kannst du das Handy reparieren?
میتوانی موبایل را تعمیر کنی؟
Wir haben die Lampe gestern repariert.
ما دیروز چراغ را تعمیر کردیم.
نکتهٔ کاربردی
به Partizip این فعل ge- اضافه نکن: repariert، نه gerepariert.
ترکیبهای رایج
— دوچرخه تعمیر کردن

