بهطور رسمی از طرف یک فرد، گروه، سازمان یا کشور حضور یافتن یا سخن گفتن
مثالهای طبیعی
Sie repräsentiert ihre Universität auf der internationalen Konferenz.
او در کنفرانس بینالمللی نمایندهٔ دانشگاهش است.
Der Vorsitzende repräsentiert den Verein nach außen.
رئیس، انجمن را در برابر بیرون نمایندگی میکند.
Auf der Messe repräsentieren drei Mitarbeiter das Unternehmen.
در نمایشگاه سه کارمند نمایندهٔ شرکت هستند.
نکتهٔ کاربردی
مفعول همان فرد، سازمان یا گروهی است که نمایندگی میشود و معمولاً حرف اضافهای پیش از آن نمیآید.
