چیزی را دوباره به همان یا شکلی بسیار مشابه تولید کردن
مثالهای طبیعی
Andere Labore konnten den Effekt unter denselben Bedingungen reproduzieren.
آزمایشگاههای دیگر توانستند اثر را در همان شرایط بازتولید کنند.
Die Anlage reproduziert tiefe Frequenzen erstaunlich präzise.
این سیستم فرکانسهای پایین را با دقت چشمگیری بازتولید میکند.
Institutionen können bestehende Ungleichheiten unbewusst reproduzieren.
نهادها میتوانند نابرابریهای موجود را ناخودآگاه بازتولید کنند.
نکتهٔ کاربردی
یعنی چیزی را دوباره به همان شکل یا شکلی بسیار نزدیک تولید کردن، مانند تصویر، صدا، نتیجه، فرایند یا الگو.
