حالتی از تسلیم و از دست دادن امید یا مقاومت در برابر وضعیتی ظاهراً تغییرناپذیر
مثالهای طبیعی
Nach Monaten ohne Entscheidung machte sich im Team Resignation breit.
پس از ماهها بلاتکلیفی، حس تسلیم و ناامیدی در تیم گسترش یافت.
Die geringe Beteiligung deutet eher auf Resignation als auf Zustimmung hin.
مشارکت پایین بیشتر نشانهٔ سرخوردگی و تسلیم است تا موافقت.
Trotz mehrerer Rückschläge verfiel sie nicht in Resignation.
با وجود چند شکست، او دچار حالت تسلیم و ناامیدی نشد.
نکتهٔ کاربردی
حالتی از دستکشیدن از مقاومت یا امید است، چون فرد وضعیت را اجتنابناپذیر یا بهبودناپذیر میبیند. در آلمانی معمولاً به معنی استعفای رسمی از شغل یا سمت نیست.
