معنی ۱neutral · 86%
منبع، دارایی یا وسیلهای قابل استفاده که برای هدفی در دسترس است
مثالهای طبیعی
Für das Projekt stehen nur begrenzte Ressourcen zur Verfügung.
برای پروژه فقط منابع محدودی در دسترس است.
Zeit ist in dieser Phase unsere knappste Ressource.
در این مرحله زمان کمیابترین منبع ماست.
Wasser ist eine natürliche Ressource, mit der wir sparsam umgehen sollten.
آب یک منبع طبیعی است که باید در مصرف آن صرفهجویی کنیم.
نکتهٔ کاربردی
Ressourcen در مدیریت پروژه، کسبوکار، محیطزیست و فناوری اطلاعات رایج است و هم داراییهای ملموس و هم ظرفیتهای محدودی مثل زمان را شامل میشود.

