معنی ۱neutral · 88%
مکانی که مردم در آن غذای آماده میخرند و میخورند.
مثالهای طبیعی
Wir essen heute in einem Restaurant.
امروز در یک رستوران غذا میخوریم.
Das Restaurant ist bis zehn Uhr geöffnet.
رستوران تا ساعت ده باز است.
Ich möchte einen Tisch im Restaurant reservieren.
میخواهم در رستوران میزی رزرو کنم.
نکتهٔ کاربردی
این اسم خنثی است و با das میآید. جمع آن Restaurants است.
ترکیبهای رایج
im Restaurant essen — در رستوران غذا خوردنeinen Tisch reservieren — میز رزرو کردنein Restaurant besuchen — به رستوران رفتن
اشتباه رایج
der Restaurant
das Restaurant
حرف تعریف Restaurant برابر das است.
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Restaurant
این اسم خنثی است و با das میآید. جمع آن Restaurants است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.حرف تعریف درست برای Restaurant کدام است؟
