در نتیجهٔ چیزی به وجود آمدن؛ ناشی شدن از
مثالهای طبیعی
Die Verzögerung resultiert aus mehreren technischen Problemen.
تأخیر ناشی از چند مشکل فنی است.
Ein Teil des Rückgangs resultierte aus veränderten Meldeverfahren.
بخشی از کاهش ناشی از تغییر روشهای گزارشدهی بود.
Aus der neuen Aufgabenverteilung resultieren zusätzliche Abstimmungsbedarfe.
از تقسیمبندی جدید وظایف، نیاز بیشتری به هماهنگی ایجاد میشود.
نکتهٔ کاربردی
یعنی در نتیجهٔ چیزی به وجود آمدن یا پیامد یک علت، فرایند یا وضعیت قبلی بودن. این فعل با «aus + Dativ» میآید.
