معنی ۱neutral · 86%
از یک علت یا فرایند ناشی یا حاصل شدن
مثالهای طبیعی
Die Verzögerung resultiert aus fehlenden Lieferungen.
تأخیر ناشی از نرسیدن محمولههاست.
Aus den neuen Messungen resultieren genauere Schätzungen.
از اندازهگیریهای جدید برآوردهای دقیقتری بهدست میآید.
Die zusätzlichen Kosten resultieren aus den strengeren Anforderungen.
هزینههای اضافی ناشی از الزامات سختگیرانهتر است.
نکتهٔ کاربردی
ساخت رایج aus etwas resultieren است. این فعل از entstehen یا kommen von رسمیتر است و در گزارشها و متنهای تحلیلی زیاد دیده میشود.

