بیرونآوردن شخص از خطر فوری یا رساندن او به مکانی امن.
مثالهای طبیعی
Die Rettung des Bergsteigers gelang noch vor Einbruch der Dunkelheit.
کوهنورد پیش از تاریکشدن هوا نجات یافت.
Seine Rettung aus dem Wasser dauerte nur wenige Minuten.
نجات او از آب فقط چند دقیقه طول کشید.
Ein Telefonanruf brachte die Rettung für die Wandergruppe.
یک تماس تلفنی راه نجات گروه کوهنوردی را فراهم کرد.
نکتهٔ کاربردی
Rettung مؤنث است: die Rettung و جمع آن Rettungen است. Rettungskräfte نیروهای آموزشدیدهای هستند که به افراد در خطر کمک میکنند.
درس کوتاه: Rettung
بیرونآوردن شخص از خطر فوری یا رساندن او به مکانی امن. Rettung مؤنث است: die Rettung و جمع آن Rettungen است. Rettungskräfte نیروهای آموزشدیدهای هستند که به افراد در خطر کمک میکنند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Rettung» مطابقت دارد؟
