richten
B1فعلتهمت، مطالبه هزینه، اتهام
JadoLearn Dictionary
richten یعنی تهمت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
پایه، زینه، درجه
کمیسیون، حقالعمل کار، کارمزد
سفارش دادن، راسته، دستور
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
بستن، تنگ هم، مقارن
اعدام کردن، جاری ساختن، تیرباران کردن
مفروغ کردن، مایع کردن، نقدینه درآوردن
مفروغ کردن، مایع کردن، نقدینه درآوردن
دولاکردن، خم، تاه زدن
سرنوشت معین کردن، مقدر کردن، مقدر ساختن
شتم، دشنام، لعنت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.