معنی ۱neutral · 86%
مقام حقوقیای که جلسهٔ دادگاه را اداره میکند و تصمیم قضایی میگیرد
مثالهای طبیعی
Der Richter eröffnet die Verhandlung um neun Uhr.
قاضی جلسهٔ رسیدگی را ساعت نه آغاز میکند.
Der Richter stellte dem Zeugen mehrere Fragen.
قاضی چند سؤال از شاهد پرسید.
Nach der Anhörung entscheidet der Richter über den Antrag.
پس از جلسه، قاضی دربارهٔ درخواست تصمیم میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
جمع آن Richter است، نه Richters. صورت مؤنث Richterin است. فعلهای رایج در این بافت entscheiden، urteilen و eine Verhandlung leiten هستند.

