Ring
B1اسمزنگ زدن، رینگ، انگشتر
JadoLearn Dictionary
Ring یعنی زنگ زدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زنگ زدن، رینگ، انگشتر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مته کار، قالب ریز
زنگ زدن، رینگ، انگشتر
زنگ زدن، رینگ، انگشتر
محله، خطه، سرزمین
برتنی، غیرت، غرور
رسیده، جا افتاده، رسیده شدن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.