کاری کردن یا پذیرفتن، با وجود اینکه احتمال آسیب یا زیان وجود دارد.
مثالهای طبیعی
Mit diesem Manöver riskierst du einen Unfall.
با این مانور احتمال تصادف را بالا میبری.
Er wollte für den Versuch nicht seine Stelle riskieren.
او نمیخواست برای آن آزمایش شغلش را به خطر بیندازد.
Wer zu spät startet, riskiert den Anschluss.
کسی که دیر راه میافتد، احتمال از دست دادن وسیلهٔ بعدی را میپذیرد.
نکتهٔ کاربردی
riskieren باقاعده است و با haben میآید. معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد: خطر، شغل یا سلامت را به خطر انداختن.
درس کوتاه: riskieren
کاری کردن یا پذیرفتن، با وجود اینکه احتمال آسیب یا زیان وجود دارد. riskieren باقاعده است و با haben میآید. معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد: خطر، شغل یا سلامت را به خطر انداختن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «riskieren» مطابقت دارد؟
