roh
B1صفتنپخته، خام، جریحه دار
JadoLearn Dictionary
roh یعنی نپخته. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نپخته، خام، جریحه دار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی تربیت، پررو، بی ادب
بی تربیت، پررو، بی ادب
بی تربیت، پررو، بی ادب
بی تربیت، پررو، بی ادب
بی تربیت، پررو، بی ادب
بی تربیت، پررو، بی ادب
بی تربیت، پررو، بی ادب
نپخته، خام، جریحه دار
نپخته، خام، جریحه دار
نپخته، خام، جریحه دار
نپخته، خام، جریحه دار
معین، محقق، حتمی الاجراء
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.