معنی ۱neutral · 86%
اثر داستانی بلندِ منثور که معمولاً به شکل کتاب منتشر میشود
مثالهای طبیعی
Ich lese gerade einen historischen Roman über Berlin.
الان یک رمان تاریخی دربارهٔ برلین میخوانم.
Der Roman beginnt langsam, wird aber später sehr spannend.
رمان آرام شروع میشود، اما بعداً خیلی هیجانانگیز میشود.
Sie hat den Roman für drei Wochen ausgeliehen.
او رمان را برای سه هفته امانت گرفته است.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج شامل einen Roman lesen، schreiben، veröffentlichen و ausleihen هستند. جمع آن Romane است.

