معنی ۱neutral · 88%
نویسندهای که آثار داستانی بلند در قالب رمان مینویسد.
مثالهای طبیعی
Der Romanautor verarbeitet in seinem neuen Buch Erinnerungen an die Kindheit.
رماننویس در کتاب تازهاش از خاطرات کودکی بهره میگیرد.
Beim Festival diskutierte ein Romanautor mit dem Publikum über erfundene Erzähler.
در جشنواره یک رماننویس با مخاطبان دربارهٔ راویان خیالی گفتوگو کرد.
Als Romanautor wurde er erst bekannt, nachdem sein drittes Werk erschienen war.
او تازه پس از انتشار سومین اثرش بهعنوان رماننویس شناخته شد.
نکتهٔ کاربردی
برای زن معمولاً «die Romanautorin» استفاده میشود.
