حرکت دورانی پیرامون یک محور یا جابهجایی منظم جایگاهها یا افراد.
مثالهای طبیعی
Die Rotation der Erde bestimmt den Wechsel von Tag und Nacht.
چرخش زمین تناوب روز و شب را تعیین میکند.
Im Krankenhaus gilt eine Rotation durch mehrere Abteilungen.
در بیمارستان کارکنان به نوبت در چند بخش کار میکنند.
Die Rotation der Reifen verlängert ihre Lebensdauer.
چرخاندن جای لاستیکها عمر آنها را افزایش میدهد.
نکتهٔ کاربردی
Rotation مؤنث است: die Rotation؛ جمع Rotationen. معنای دقیق از حوزه و بافت مشخص میشود.
درس کوتاه: Rotation
حرکت دورانی پیرامون یک محور یا جابهجایی منظم جایگاهها یا افراد. Rotation مؤنث است: die Rotation؛ جمع Rotationen. معنای دقیق از حوزه و بافت مشخص میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Rotation» مطابقت دارد؟
