rotieren
C2فعلدوران کردن، چرخان، دوران کردن چرخان
JadoLearn Dictionary
rotieren یعنی دوران کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دوران کردن، چرخان، دوران کردن چرخان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دورزدن، دایره زدن، محیط دایره
بخود پیچیدن، بوی بد، کج خلقی
دوران کردن، چرخان، گردش سریع
دوران کردن، چرخان
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.