مایع، غذا یا مخلوطی را با قاشق یا ابزار مشابه همزدن
مثالهای طبیعی
Rühre die Suppe regelmäßig, damit nichts anbrennt.
سوپ را مرتب هم بزن تا چیزی ته نگیرد.
Sie rührt Zucker in ihren Kaffee.
او شکر را در قهوهاش هم میزند.
Zum Schluss rühren wir die Eier unter den Teig.
در پایان تخممرغها را داخل مایه هم میزنیم.
نکتهٔ کاربردی
در آشپزی، rühren اغلب با in یا unter میآید: Zucker in den Kaffee rühren، Eier unter den Teig rühren.

