نابودی کامل یا نزدیک به کامل اقتصادی، مادی یا معیشتی
مثالهای طبیعی
Ein weiterer Umsatzeinbruch könnte für den Betrieb den Ruin bedeuten.
افت بیشتر فروش میتواند به نابودی اقتصادی شرکت منجر شود.
Die gescheiterte Investition brachte ihn an den Rand des Ruins.
سرمایهگذاری ناموفق او را تا مرز نابودی مالی برد.
Die neue Abgabe ist belastend, aber sie bedeutet nicht automatisch den Ruin der Branche.
عوارض جدید سنگین است، اما لزوماً به معنای نابودی آن صنعت نیست.
نکتهٔ کاربردی
وضعیت نابودی کامل یا تقریباً کامل اقتصادی، مادی یا معیشتی است، بهویژه وقتی فرد، شرکت یا فعالیتی پایهٔ لازم برای ادامه را از دست میدهد.
